تبلیغات
پاسخ به شبهات - احکام مختلف

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
احکام مختلف

اسلحه پیامبران
امام رضا علیه السلام فرمود بر شما باد به اسلحه پبامبران، شخصی
پرسید: اسلحه ی پبامبران چیست؟ امام علیه السلام فرمودند: "دعا" " 1 ".

علت حرام بودن شراب
خداوند از این رو شراب را حرام کرد که موجب فساد و
دگرگونی عقل شرابخواران شده، و باعث می شود که شرابخوار ذات پاک خدا را انکارکند و به خدا و رسولانش ناسزا بگوید و موجب گناهان دیگری مانند: فساد، قتل، تهمت، زنا و احتراز اندک از محارم گردد. از این رو حکم کرده ایم که هرگونه نوشابه مست کننده حرام است، زیرا این نوشابه ها نیز همان نتیجه سوء شراب را دارند. " 2 ".

معنی ایمان
ایمان یعنی: إنجام واجبات، و پرهیز ازگناهان.
ایمان یعنی: شناخت قلبی، اقرار به زبان، و عمل بوسیله اعضاء و جوارح. " 1 ".

علت روزه گرفتن
اگر سئوال شود، چرا انسانها به روزه گرفتن، امر شده اند، جواب
داده شود تا آنها رنج گرسنگی و تشنگی را بشناسند وگرسنگی و تشنگی آخرت را دریابند، و تا روزه گیرندگان، فروتن و خاشع و بی نوا گردند و به پاداش الهی نائل شده و از روی معرفت و مخلصانه در برابر گرسنگی و تشنگی صبر کنند و مستحق پاداش الهی گردند. به علاوه روزه موجب کنترل و شکستن بروز هوسهای نفسانی شده، و پند دهنده ی در دنیا خواهد شد، و انسانها را در برابر وظایف دینی خود فروتن و تسلیم می کند، و به إمور آخرت رإهنمایی می نماید، و آنان با روزه گرفتن دشواری و رنج مستمندان و تهیدستان را می فهمند وبه آنها توجه کرده و اتفاقات واجب را که خداوند به آنها تکلیف کرده به آنها می رسانند. " 2 ".

نماز جماعت
نماز جماعت از این رو قرار داده شده، تا اخلاص، توحید،
اسلام و عبادت برای خدا، ظاهر و آشکار و عمومی گردد، زیرا آشکار نمودن اسلام و توحید، موجب اتمام حجت بر مردم شرق و غرب بر یکتایی خدا است، و برای آنکه افراد منافق و بی تفاوت و بی اعتنا به اسلام، به چیزی که موجب اقرار به ظاهر اسلام، و مراقبت و تسلیم شدن در برابر اسلام است، سر فرود آورند، و برای آنکه گواهی مردم با همدیگر جایز و ممکن باشد، بعلاوه موجب مساعدت و همکاری وکمک به نیکی و تقوا و دوری از نافرمانی خداوند می شود. " 1 ".

امامت
همانا امامت زمان و مهار دین، ومایه نظام مسلمانان، و سامان
یافتن دنیا و عزت مؤمنان است، همانا امامت ریشة بالنده ی اسلام، و شاخه ی سربلند آن است. امام کامل کننده نماز، زکات، روزه، حج و جهاد است، و مایه ی وفور غنیمت و انفاقات و اجرای حدود و احکام و استحکام مرزها و سرحدات می باشد. " 2 ".

خودبینی
عجب و خودبینی دارای چند مرحله است، یکی از آن مراحل
این است که: اعمال انسان آنچنان برای او آراسته گردد که آنرا نیک بنگرد، و آن عمل او را خشنود کند و پندارد که کار نیکی انجام می دهد، و یکی از آن مراحل، این است که انسان به پروردگارش ایمان بیاورد و بر خدا به خاطر ایمانش منت نهد، با إینکه از جانب خدا بر او در مورد ایمانش، منت هست، نه از جانب او بر خدا. " 1 ".

عدم رؤیت خدا
کلینی قدس سره از احمد بن ادریس، از محمد بن عبد العبار، از صفوان
بن یحیی، می گوید: ابوقره، محدث از من خواست تا او را خدمت امام رضا علیه السلام ببرم من هم از آن حضرت اجازه گرفتم و ایشان هم اجازه دادند. ابو قره خدمت امام رسید و از حلال و حرام و احکام شرعی سؤال کرد، تا آنکه به بحث توحید رسید وگفت ما روایاتی داریم که خداوند دیدن و سخن گفتن با خودش را میان پبامبران علیهم السلام تقسیم کرده است و سخن گفتن را به موسی علیه السلام داده است و دیدن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم عنایت کرده است. امام رضا علیه السلام فرمودند: پس کیست که از جانب خداوند این پیام


را برای جن و انس و تمام جهانیان آورده است که هیچ چشمی خداوند را نمی بیند و هیچ کس به خداوند احاطه پیدا نمی کند و هیچ چیز همانند خداوند نیست، آیا آنکس حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم نیست؟ ابوقره پاسخ د اد؛ آری. امام رضا علیه السلام دوباره فرمود: چگونه می شود انسانی به سوی تمام مردم فرستاده شود. و بگوید که از جانب خداوند آمده و به دستور خداوند مردم را هدایت می کند و بگوید هیچ چشمی او را در نمی یابد و هیچ کس به او با علم احاطه پیدا نمی کند و هیچ کس همانند او نیست، ولی بعد بگوید: من با چشمم او را دیدم و به او علم پیدا کردم و با علم به او احاطه پیدا کردم و خداوند به شکل یک انسان است. آیا خجالت نمی کشید! کفار جرأت نمی کردند چنین نسبتی را به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بدهند و بگویند که این پبامبر از جانب خداوند چیزی می آورد، اما خودش چیزهای دیگری می گوید؟ ابوقره گفت: خداوند متعال در قرآن می فرماید: و لقد رآه منزلة أخری " 1 ".

یعنی و یکبار دیگر هم او را مشاهده کرد. امام رضا علیه السلام فرمودند: بعد از این آیه، آیه ی دیگری هست که دلالت بر آنچه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دیده است، می کند آنجا که خداوند می فرماید:، ماکذب الفؤاد ما رأی "یعنی آنچه را که چشم محمد صلی الله علیه و آله و سلم دیده بود، دل پذیرفت و تکذیب نکرد.! پس ازآنچه دیده است خبر می دهد: و لقد رأی من آیات ربه الکبری " یعنی آن حضرت آیات بزرگ پروردگارش را دید و آیات خداوند غیر از خداوند است. خداوند می فرماید:،، و لا یحیطون به علما،، " 1 " یعنی خلق خدا را هیچ به او احاطه و آگاهی نیست حال اگر چشمها بتوانند خداوند را ببینند به او علم و احاطه علمی نیز پیدا خواهند کرد و او را خواهند شناخت. ابو قره گفت: پس بگویم روایات دروغ است و آنها را تکذیب کنیم؟ امام رضا علیه السلام فرموند: "هرگاه روایات با قرآن مخالف باشد، می گویم آنها دروغند و همچنین آن روایات، مخالف با اجماع مسلمانان است که می گوید: هیچ کس به خداوند احاطه و


آگاهی پیدا نمی کند و چشم ما اورا درنمی یابند وهیچ چیز همانند اونیست. " 1 ".

عبادت چیست؟


معمر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: "عبادت
تنها کثرت نماز و روزه نیست، بلکه عبادت و تفکر در دستور خدای عزوجل است.

درخواست سکه و لباس


ریان بن صلت می گوید در خراسان به خدمت حضرت امام
رضا علیه السلام رفتم و درد دل خود را با ایشان گفتم که از آن حضرت از این دینارها که به نام آن حضرت سکه زده شده درخواست کنم وقتی به خدمت آن حضرت رسیدم خطاب به غلام خود ابو محمد فر مو د ند: از این دینارها که اسم من بر آنست می خواهد، بباور. غلام سی عدد از آنها را آورد من آنها را گرفتم و با خود گفتم ای کاش بعضی از لباسهایش راکه الآن به تن دارد به من می داد چون با خود این فکر را می کردم آن حضرت رو به غلام خود کرد و فرمود که رختهای مرا بشویید و همانگونه که هست برای این مرد بیاورید


پس پیراهن و لباس و کفش امام را آوردند و به من دادند " 1 ".

سفر حج


شیخ مفید روایت کرده است که در آن سال که هارون به حج
رفت حضرت امام رضا علیه السلام نیز به ارإده ی حج از مدینه بیرون رفتند همین که رسیدند به کوهی که در سمت چپ راه قرار داشت و نام آن فارغ است حضرت رضا علیه السلام به آن نظری افکندند و فرمودند بانی فارغ و خراب کننده ی آن پاره پاره خواهد شد. راوی گفت ما معنی کلام حضرت را نفهمیدیم تا آنکه هارون به آن محل رسید و جعفر بن یحی برمکی بالای آن کوه رفت و امرکرد که مجلسی برای او در آن بنا کنند پس چون از مکه برگشت بالای آن کوه رفت و امر کرد که آن مجلس را خراب کنند پس چون به عراق رسید جعفر بن یحی کشته گشت و پاره پاره شد. " 2 ".

حرز امام رضا


سیدن بن طاووس روایت کرده از یاسر خادم مأمون که گفت
زمانی که امام رضا علیه السلام به قصر حمید بن قحطبه وارد شد لباسهای خود را از تن خارج کرد و برإی شستن آنها را به حمید داد او نیز آنها را برای شستن به همسر خود داد. طولی نکشید که همسر او آمد


و با اوکاغذی بودکه به حمید داد وگفت این را در یقه لباس ابوالحسن علیه السلام یافتم. حمید به آن حضرت عرض کرد: فدای تو شوم بدرستی که همسر من این کاغذ را در یقه پیراهن تو پیدا کرده است. آن چیست؟ امام فرمود تعویذی است که آنرا از خود دور نمی کنم حمید گفت می شود در مورد آن بیشتر توضیح دهید؟ امام فرمود: این تعویذی است که هرکه آنرا در یقه لباس خود نگاه دارد بلا از او دور می شود، پس این دعا را برای حمید خواند که آن دعا این است: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله انی اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقیا او غیر تقی اخذت بالله السمیع البصیر علی سمعک و بصرک لا سلطان لک علی و لا علی سمعی و لا علی بصری و لا علی شعری و لا علی بشری و لا علی لحمی و لا علی دمی و لا علی مخی و لا علی عصبی ولا علی عظامی و لا علی مالی و لا علی ما رزقنی ربی سترت بینی و بینک بستر النبوة الذی استتر انبیاء الله به من سطوات الجبابرة و الفراعنة جبرئیل عن یمینی و میکائیل عن یساری و اسرافیل عن ورائی و محمد صلی الله علیه وآله امامی و الله مطلع علی یمنعک منی و یمنع الشیطان منی اللهم لا یغلب جهله اناتک ان یستفزنی و یستخفنی اللهم الیک التجات اللهم الیک التجات اللهم الیک التجات.
همچنین حکایت عجیبی در مورد این حرز است. ابو الصلت گفت: روزی امام رضا علیه السلام در منزل خود نشسشه بود فرستاده و غلام مأمون به خدمت ایشان آمد وگفت مأمون تو را می طلبد پس امام برخاست وگفت مأمون مرا در این وقت نمی طلبد مگر برای انجام کاری سخت. و به خدا سوگند که نمی تواند با من بدی کند به خاطر این کلمات که از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من رسیده است. ابو الصلت گفت: همراه امام علیه السلام بیرون رفتم تا به مأمون رسیدیم چون امام مأمون را دید این حرز را تا آخر خواند، هنگامی که حضرت مقابل مأمون ایستاد و به مأمون نگاه کرد، اوگفت: ای ابوالحسن امر کرده ام که صد هزار درهم به تو بدهند و هر حاجتی که داری بنویس. هنگامی که امام پشت به مأمون کرد، مأمون نظری به پشت امام کرد وگفت: اراده کرده ام من، و اراده کرده است خدا، و آنچه خدا اراده کرده، بهتر بوده است.
آنجا که اشک از دریای دل و از دریچه چشم به دنیا می ریزد و انجا که هق هق گریه یک مرد، انسانها را می لرزاند. آنجا که دیو نا امیدی گریبان آدمی را می فشارد و احساس، در بند تلخ عاطفه خویش به سر می برد، کدامین معبر، راه رهایی را می نماید؟ من هیچگاه صورت دردآلود افلیجی را که در آغوش، پدر و مادر خود همچون پاره ای گوشت گرم و جاندار می لغزد از یاد نبرده ام، و چهره پررنج والدین او را نیز فراموش نخواهم کرد. و هیچگاه رشته های بی نهایت آرزو را که در گره ضریحهای متبرک است از ذهنم دور نمی شود 0 من آن معبد رهایی و سرسلسله تمامی این گره ها را یافته ام، من آن را در رحمت خداوند دیده ام، در وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که شق القمر می کند و دردستهای امامانم که هر افلیجی را شافعی بوده اند، هر آهویی را ضامن، و هر مظلومی را حامی، و هر نابینایی را روشنایی دیده. من هیچ گاه خنده حیرت برانگیز آن غریق مرحمت وکرامت که پای مفلوجش را از رشته های توسل و با کرامت معصوم هشتم علیه السلام به دست آورد. از یاد نبرده ام، و هنوز پاره لباس او در دستهای من مرا مجذوب می کند. من شاهد کرامت بوده ام، و در انتظارکرامت به سر می برم، بر آنیم تا در این کتاب قصه شفایافتگان وکرامت دیدگان را
رقم زنیم.





طبقه بندی: دین، 
نوشته شده در تاریخ 1391/01/23 توسط amir hoseyn
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.