تبلیغات
پاسخ به شبهات - شبهه ای درمورد آزادی

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پرسش :

حدود و مرز آزادی تا كجاست؟



پاسخ :

آنچه در رابطه با سؤال مطرح شده می‌توان گفت: این است که آزادی یكی از واژه‌هایی است كه در عین ابهام و اجمال بیشترین كاربرد را در محاورات و طرح نظرات دارد و هر یك از نظام‌های حقوقی و سیاسی مطابق اصول و قواعد حاكم بر خود آنرا معنا و تفسیر می‌كند
بهر حال رایج‌ترین معنای آزادی این است كه «آزادی عبارت از حقی است كه به موجب آن افراد می‌توانند استعدادها و توانایی‌های طبیعی و خدادادی خویش را به كار اندازند. مشروط بر آنكه آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند.»
1. «
از نظر فلسفی انسان موجودی است كه فطرتاً آزاد خلق شده و آزادی جزء خصائل و غیر قابل انفكاك از طبیعت اوست.» بنابراین همانطوریكه هستی انسان محدود است (...) آزادی او نیز محدود خواهد بود، یعنی ممكن نیست اصل وجود بشر متناهی باشد لیكن آزادی وی كه از اوصاف او به شمار می‌رود و در اصل تحقق تابع هستی اوست، غیر محدود باشد. بنابراین حتماً آزادی انسان مطلق و نامتناهی نبوده بلكه مفید و محدود و مشروط می‌باشد.»‌ امّا این معنا از نظر ما مخدوش است؛ زیرا «آزادی از دیدگاه اسلام یعنی رها شدن از بردگی و اطاعت غیر خدا» لكن از آنجا كه این تعاریف و غیر آن بیش از آنكه تعریف و تفسیر آزادی باشد، بیانگر برداشت‌ها و تلقی‌ها از آن است و نمی‌تواند بازگویندة ابعاد و زوایای مختلف آزادی باشد، چه این‌كه آزادی زوایا و جوانب متعددی دارد
2.
از یك نگاه دیگر می‌توان گفت دو نوع آزادی مطرح است؛ یكی آزادی اجتماعی كه عبارتست از آزادی انسان از قید و اسارت افراد دیگر و دیگری آزادی معنوی كه عبارتست از آزادی انسان از قید اسارت خویش. از دید اسلام تا انسان آزادی معنوی بدست نیاورد به آزادی اجتماعی هم نمی‌رسد و به همین جهت آزادی به مفهوم اسلامی نخست از درون آغاز می‌شود. آنچه انسان را به زنجیر اسارت جبّاران می‌كشد همان بذرهای جهل و زبونی و طمع و پرستش هوا و هوس‌ها و تمایلات حیوانی است و لذا آزادی آن‌طور كه بعضی تصور كرده‌اند به معنای رهایی از هر قید و بند اخلاقی و اجتماعی و بی‌مسئولیتی نیست. 3. «از نظر سیاسی آزادی یكی از پایه‌های اصلی دموكراسی محسوب می‌شود. در نظام‌های دموكراتیك قدرت سیاسی در آزادی افراد مردم نهفته است و حكام از طریق آراء آزاد عمومی نمایندگی مردم را بدست می‌آورند.»
4.
از نظر حقوقی «در این قسم آزادی بحث از این است كه هیأت حاكمه یا قانون و اجراءكننده قانون تا چه حدّ می‌توانند آزادی افراد را محدود كنند و آنان را به رعایت مقرراتی در روابط اجتماعی موظف نمایند و یا به انجام اوامر و خواست‌های دولت متعهد سازند.» چنانكه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در مقام آزادی و حدود آن هم نسبت به هیأت حاكمه و هم نسبت به ملّت حدودی را بیان می‌كند كه اهم موارد آن را محورهای: مبانی و موازین دینی و شرعی، مسئولیت انسان در برابر خدا، قانون، وحدت ملّی و حفظ اساس نظام جمهوری اسلامی، نفی وابستگی و استقلال و نفی استبداد و انحصار و استثمار تشكیل می‌دهد
بنابراین از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آزادی مطلق نبوده و متعلق آن انسان مسئول است از سوی دیگر از آنجا كه هدف آفرینش كمال‌یابی همة انسان‌هاست، باید همگان حق استفاده از همة مواهب مادی و معنوی را داشته باشند. امّا در مقام عمل تزاحم و كشمكش پدید می‌آید كه برای از بین بردن آن، تعیین حداقل‌ها و مرز افراد و گروه‌ها ضرورت می‌یابد.» بعبارت دیگر، آزادی نامحدود جامعه را به انحطاط می‌كشد و باعث خواهد شد كه افراد قوی منافع افراد ضعیف را قربانی مطامع خود كنند. بنابراین، این آزادی تعدیل شده است كه می‌تواند ضامن سعادت جامعه باشد (...) در آزادی تعدیل‌‌شده هم از انحطاط جامعه جلوگیری می‌شود و هم این امكان وجود دارد كه افراد مردم با ابراز اندیشه‌ها و اعمال آراء خود هیأت حاكمه را به نفع جامعه مهار كنند.»
در جوامع سرمایه‌داری و صنعتی كه سخن از اصالت فرد است، محور حدود آزادی نقطه تلاقی و اصطكاك آزادی‌هاست و از «آزادی عبارت از قدرت بر انجام هرگونه عملی است كه به دیگری صدمه نزند. لذا محدودة اعمال حقوق طبیعی هر انسان فقط تا آنجاست كه استفادة از همین حقوق را برای سایر اعضای جامعه تضمین كند.» چون در تمدن مغرب زمین مبنای توجّه بهره‌برداری هرچه بیشتر از مادیات است لذا افراد در اعمال آزادی از قیود اخلاقی و عقاید دینی و مفاهیم متعالی انسانی آزادند. هر كاری را ـ بشرط عدم مخالفت با قوانین موضوعه ـ می‌توانند انجام دهند و چون در قوانین موضوعه چندان توجّه و تقیّدی به اصول اخلاقی و عقاید دینی وجود ندارد، انسان را در جنبه‌های مادی و شهوانی آزاد می‌گذارد و از تكاملی كه ناموس آفرینش برای او برنامه‌ریزی كرده است، باز می‌دارد.»
امّا در جوامع ارزشی و براساس دیدگاه الهی تنها عامل تحدیدكنندة آزادی انسان همان مبدأ تحدید اصل هستی اوست؛ یعنی آن مبدأ هستی‌بخش كه وجود محدود به او عطا كرد، تنها مرجع تعیین حدود آزادی اوست. چون غیر از آن مبدأ هستی‌بخش هیچكس از حیطة هستی او آگاه نیست. بنابراین تنها مرجع صالح برای تحدید آزادی بشر همانا خداوندی است كه هستی محدود به او عطا فرمود و برای هر چیز اندازة خاصی قرار داد. (زیرا) از نگاه قرآن كریم آزادی مقدمه حیات انسان است. همة آزادی‌ها برای آن است كه انسان حیات اصیل و ارجمند برای خود فراهم سازد برای این‌كه انسان به حیات مادی و معنوی ارجمندی دست یابد باید آزاد باشد و برای رسیدن به این آزادی باید خود را از بند هوس برهاند.» به بیان دیگر «اساس تعلیمات اسلام بر اعتقاد به توحید و در مراحل بعد بر اصول اخلاقی و ملكات فاضله‌ایست كه از همان اعتقاد به توحید نشئت می‌گیرد در این مكتب آزادی مفهوم بلند و متعالی دارد كه با تفكّر غرب كاملاً متفاوت است و نخستین نوع آزادی لازم را برای انسان آزادی از قید بندگی غیر خدا دانسته است و این، مفهومی است كه همة انواع آزادی‌های مورد بحث جهان متمدن را كه با طبیعت آدمی سازش دارد، فرا می‌گیرد. انسان تنها یك معبود می‌شناسد و آن خداست. بسیاری از قید و بندها با اعلام همین یك نوع آزادی باز می‌شود. چنانچه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «لا تكن عبد غیرك و قد جعلك الله حراًَ.» خلاصه این‌كه «آزادی و حریت در اسلام معنایی بس عمیق و ژرف و ظریف دارد و با آنچه متفكرین غرب پنداشته‌اند،از زمین تا آسمان تفاوت دارد.»
در نتیجه در جهان سرمایه‌داری حفظ ‌آزادی دیگران دیوارة آزادی‌ها را شكل می‌دهد. امّا در جوامع دین علاوه بر حفظ و احترام به حقوق و آزادی‌های دیگران كه لازمة زندگی اجتماعی است، آزادی از هوا و اطاعت غیر خدا و دریدن بند بردگی‌ها از ماسوی‌الله نیز ملحوظ نظر بوده و حدود آزادی انسان به تبع وجود محدودش از سوی مبدأ عالی هستی‌بخش تعیین می‌شود





طبقه بندی: شبهات، 
برچسب ها: شبهات، شبهات مذهبی،  
نوشته شده در تاریخ 1391/07/7 توسط هادی
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.