تبلیغات
پاسخ به شبهات - شبهه ی اسلامی 3

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

پرسش :

برخی از مستشرقین می‌گویند اسلام دین شمشیر است و به زور شمشیر گسترش یافته است؟





پاسخ :

اسلام دین جامعی است كه در همه ابعاد برای زندگی سعادتمندانه بشر، برنامه دارد. از جمله برنامه‌هایی كه اسلام به آن توجه خاص دارد، مسئله جهاد می‌باشد. جهاد در ردیف نماز و روزه، بر مسلمانان واجب شده است. جهاد به عنوان یكی از فروعات دین، مایة مباهات اسلام واقع شده و درست در نقطة مقابل، در نزد دشمنان خصوصاً مستشرقین، یك نقطه ضعف مهم تلقی شده است. مسیحیت، دین خود را مبتنی بر صلح و صفا و دین اسلام را براساس جنگ و خونریزی معرفی كرده است. قضاوت دربارة این دیدگاه، منوط به آن می‌باشدكه بررسی نمائیم آیا جنگ به طور مطلق بد و امری نبایستنی و صلح در هر شكل و وضعیت آن، امری پسندیده و بایستنی است؟ یا اینكه بد و خوب بودن جنگ و صلح بسته به موقعیت و هدفی است كه برای آن واقع شده است. عقل تصدیق می‌كند كه جنگ در قالب دفاع از خود و اموال و ناموس و كیان سرزمین و دین، نه تنها جایز بلكه واجب است. و هیچگونه سهل‌انگاری و مماشات در اینباره از انسان پذیرفته نمیشود. آنچه عقل آن را بد میداند، خوبی تجاوزكاری و چشم طمع به سرمایه و سرزمین دیگران و تحقق شعارها و اهداف غیرانسانی از جمله شعار برتری نژادی می‌باشد. از آن طرف، عقل انسان هرگونه صلحی را نمی‌پذیرد. صلح شرافتمندانه كه با آن دشمن خواهان همزیستی مسالمت‌آمیز باشد، مورد تأیید عقل است. و صلح خفت‌بار كه با آن دشمن در صدد تحمیل نظرات و منافع یكسویه خود باشد، از نظر عقل مردود می‌باشد. حال باید دید آیا جهاد و جنگ اسلام مبتنی بر معیارهای ارزشی دینی و انسانی بوده، یا خیر؟ و آیا در اسلام همواره بر طبل جنگ كوبیده شده، یا سخن از صلح و آرامش نیز وجود دارد؟ 
اسلام و جهاد 
در اسلام سخن از دوگونه جهاد است: یكی جهاد دفاعی و دیگری جهاد ابتدایی. اولین آیات مربوط به جهاد در قرآن كه در سال دوم ورود پیامبر به مدینه نازل شده، مربوط به جهاد دفاعی مسلمانان است. خداوند در این آیات به كسانی كه جنگ بر آنها تحمیل شده؛ اجازة جهاد داده و علت این امر را مورد ستم قرار گرفتن آنها می‌داند. و در آیة بعد تأكید می‌كند كه این مسلمان‌ها، كسانی هستند كه به ناحق از شهر و خانة خود رانده شده‌اند و تنها جرم آنها این بوده كه خدای یكتا را پروردگار خود می‌دانسته‌اند. خداوند در همان آیه فلسفه جالبی را برای این اجازه جهاد بیان می‌كند، كه اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیلة بعضی دیگر دفع نكند، دیرها و صومعه‌ها و معابد یهود و نصارا، و مساجدی كه نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد!
در آیه صد و نود سوره بقره نیز به مسلمان‌ها فرمان نبرد با كسانی صادر شده كه با آنها می‌جنگند. و در آیة سی و شش سوره توبه، خداوند خواهان پیكار دسته جمعی مسلمین با مشركین می‌باشد، به این علت كه آنها به طور جمعی به جنگ با مسلمان‌ها پرداخته‌اند
با ملاحظة این آیات بدست می‌آید كه یكی از اهداف اصل اسلام در جهاد، دفاع مشروع در برابر بیگانگانی است كه زندگی مسلمین را مورد تهدید جدی قرار داده‌اند. آیا در اینجا عقل می‌پسندد كه ما دست متجاوز را باز گذاشته و دست مظلوم را ببندیم و از وی بخواهیم از حقِ دفاع خود صرفنظر كند؟
قسم دوم از جهاد، جهاد ابتدایی است. جهاد ابتدایی در جایی بر مسلمان‌ها واجب می‌شود كه عده‌ای از مسلمان‌ها تحت فشار و آزار مشركان باشند. در این حالت اسلام اجازه می‌دهد جهت رهایی آنها، مسلمین به نبرد با مشركین بپردازند. و یا آن‌كه عده‌ای در صدد برآیند راه تبلیغ و ترویج دین اسلام را سدّ نمایند، در این مورد نیز اسلام جهت مهیا نمودن زمینه توصیه و دعوت اسلامی، اجازه جهاد داده است. و دیگر اینكه جهت آزادی بشر از قیود شركت و گرایش به ایمان، اسلام اجازه می‌دهد كه با مشركان جهاد شود. این سه مورد از موارد مهمّ اجازه جهاد ابتدایی به مسلمان‌ها می‌باشد
اسلام و مشروعیت جهاد ابتدایی 
قسم اوّل جهاد یعنی جهاد دفاعی، مبتنی بر امری طبیعی در میان موجودات زنده می‌باشد كه در مقابل هرگونه خطر، از خود واكنش نشان می‌دهند. لذا هیچگونه ایرادی بر این قسم وارد نیست. ایراد و حمله مخالفین متوجه قسم دوّم جهاد یعنی جهاد ابتدایی شده است. با توضیحی كه می‌آید، مشروعیت این قسم روشن خواهد شد. در بخش اوّل ما مواجه با دفاع از ارزش‌های شخصی و ملی بودیم و این اجازه را حق طبیعی هر فرد دانستیم كه از حقوق شخصی و ملی خود دفاع كند. در بخش دوّم ما با ارزش‌های انسانی روبرو هستیم. ارزش‌های انسانی، اصولی فراتر از فرد و جمع خاص بوده و مربوط به همه انسانهاست. یكی از این ارزش‌های عامّ، دین و ایمان است. و همچنانكه امروزه پزشكان بدون مرز، به خود اجازه می‌دهند تا با هرگونه آسیب‌دیدگی جسمی، در اقصی نقاط جهان، مقابله كنند؛ مدافعان حقوق و ارزش‌های انسانی نیز اجازه می‌یابند، تا در هر جا این امور مورد مخاطره واقع شوند، در جهت رهایی بشر، كوشا باشند
بنابراین اسلام كه تمام شئون زندگی بشر، اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در نظر گرفته، نمی‌تواند قانون جهاد نداشته باشد، ولی مسیحیت به لحاظ محدودیت و اینكه مبتنی بر اندرز صِرف است؛ قانون جهاد ندارد.
عدم اجبار در پذیرش دین 
تنها ایراد اساسی درباره‌ی جهاد ابتدایی، وادار نمودن مردم به پذیرش دین است. و چون پیروی از شریعت مبتنی بر پذیرش عقل و تسلیم قلب می‌باشد، دین اجباری فاقد ارزش است. قرآن در آیات بسیاری، از به كارگیری اجبار در پذیرش دین نهی نموده است. ولی باید دانست كه در جهاد ابتدایی هیچگونه تهدید و زوری جهت پذیرش اسلام انجام نمی‌شود. آنچه در این‌باره تحقق می‌یابد ایجاد زمینه‌های مناسب جهت گرایش به دین است. اسلام دیوارها و موانعی كه راه تفكر مردم درباره‌ی حقیقت اسلام را بسته است از میان برداشته و تیره‌گی‌هایی كه روی حقیقت را پوشانده كنار می‌زند. پس از آن مردم آزاد خواهند بود تا از آن تبعیت نمایند یا آن را نپذیرند
اسلام و صلح 
وجود جهاد در اسلام، مانع از آن نیست كه این دین در مواردی كه پای صلح شرافتمندانه و همزیستی مسالمت‌آمیز باشد، از چنین صلحی استقبال كند. منتهی این صلح غیر از تسلیم ذلت‌بار است. صلح اگر مبتنی بر در نظر گرفتن منافع طرفین و رعایت حُسن همجواری باشد، عقل حكم به استفاده از این موقعیت می‌كند. قرآن در آیات بسیاری بر استفاده از موقعیت صلح در شرایط مطلوب، تأكید كرده است.
امّا اگر دشمن بخواهد با بهره جستن از شعار صلح‌خواهی، مسلمین را فریب و در موقعیت خاصی آنها را غافلگیر كند. یا آن‌كه مفاد قرارداد را زیر پا بگذارد، طبیعی است كه چنین صلحی، فاقد اعتبار است
طرف قرارداد صلح با مسلمانان می‌تواند مشرك باشد، چنانكه اولین قرارداد صلح را پیامبر با مشركین تحت عنوان صلح حدیبیه امضاء نمود. و ممكن است اهل كتاب یا مسلمان باشد
رمز گسترش اسلام 
با توجه به مطالبی كه كه دربارة جهاد اسلام گفته شد، اینك باید رمز فتوحات و گسترش اسلام را به اختصار بررسی نمائیم. اسلام برخلاف آنچه كه مستشرقین تبلیغ نموده و گسترش آن را مرهون جنگ و خونریزی هولناك دانسته‌اند؛ پیشرفت خود را مدیون سادگی و صراحت و برابری اجتماعی توده‌های مردم و رهایی آنها از تسلط پادشاهان مستبد و پیشوایان مذهبی قدرت‌طلب؛ بوده است.
اسلام با برخورداری از جاذبه‌های درونی و دستورات مبتنی بر عقل و فطرت، و ساده‌زیستی و بلندنظری و عدالتخواهی پیروانش، توانست فكر و روح انسان‌ها را در نقاط مختلف جهان، به تسخیر خود در آورده و با درگیری‌های بسیار اندك، بزودی خود را به قلب اروپا برساند.





طبقه بندی: شبهات، 
برچسب ها: شبهات،  
نوشته شده در تاریخ 1391/06/23 توسط هادی
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.