تبلیغات
پاسخ به شبهات - شبهه ی اسلامی2

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پرسش :

آیا فقط از طریق اسلام می‌توان به سعادت رسید؟


پاسخ :

ممكن است برای هر ذهن نقاد و كنجكاوی این سؤال خطور كند كه با توجه به تكثّر ادیان، آیا می‌توان از حقانیت همه آنها خبر داد؟ و این كه مسأله نجات و رستگاری و سعادتمند شدن منحصردر یك دین و مذهب و پیروی از یك شریعت و آیین است؟ 
در پاسخ به سؤال فوق باید بگوییم «دین حق» و «صراط مستقیم» در نزد خداوند یكی بیش نیست. «ان الدین عندالله الاسلام»؛ و بر همه كس لازم است از آن پیروی كنند و این نظریه كه در میان برخی از روشنفكران معاصر رایج شده كه شرایع مختلف همگی بر حق‌اند. و مسیحیت، یهودیت و اسلام همه چهره‌های یك حقیقت واحدند و از لحاظ اعتبار در همه وقت یكسانند، اندیشه نادرستی است. درست است كه همة ادیان آسمانی از یك خدا و یك معاد سخن می‌گویند و هدف كلی آنها توجه دادن به حق و سوق دادن به اطاعت از پروردگار و بندگی او و حركت به سوی كمال و سعادت است، ‌ولی این سخن به این معنا نیست كه در هر زمانی چندین دین حق وجود دارد و انسان می‌تواند هر دینی را كه می‌خواهد بپذیرد، بلكه معنای آن این است كه انسان باید همة پیامبران را قبول داشته باشد و در هر زمانی تسلیم شریعت همان پیامبری باشد كه دوره اوست؛ چرا كه با آمدن هر شریعتی شریعت پیشین، دیگر كارایی خود را از دست داده و اصطلاحاً نسخ می‌شود. یعنی دیگر نمی‌توان طبق آن عمل كرد. بنابراین پس از ظهور اسلام، ‌كه به دلیل صریح قرآن آخرین شریعت الهی است،‌ شرایع سابق همه منسوخ هستند و عمل به غیر اسلام نزد خداوند پذیرفته نیست. «و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هوفی الاخرة من الخاسرین»
البته این بدان معنا نیست كه پیروان شرایع دیگر همگی اهل دوزخند، بلكه آن دسته از غیرمسلمانانی كه شرایط و انگیزة تحقیق را به دلیل فقر فرهنگی و فكری نداشته‌اند، امّا ایمان حقیقی به خداوند و روز جزا داشته‌اند و با نیت تقرب، به سوی خداوند اعمال صالح انجام دادند، در قبال اعمال خیرشان پاداش خواهند گرفت و نهایتاً اهل نجات خواهند بود. چنان كه قرآن می‌فرماید: «ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لا هم یحزنون»؛ كسانی كه (به پیامبر اسلام) ایمان آوردند و كسانی كه به آیین یهود گرویدند و نصاری و صائبان (= پیروان یحیی) هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هیچ گونه اندوهی برای آنها نیست.» 
امّا آنها كه با وجود رسیدن به حق یا حداقل با وجود امكان رسیدن به حق، تعصب و عناد بورزند و حقیقت را نپذیرند. در این صورت هیچ عمل خیری از ایشان پذیرفته نخواهد شد و گرفتار شقاوت ابدی خواهند شد. فلذا «آیات و روایاتی كه دلالت می‌كند اعمال منكران نبوت یا امامت مقبول نیست، ناظر به آن است كه آن انكارها از روی عناد و لجاج و تعصب باشد؛ امّا انكارهایی كه صرفاً عدم اعتراف است و منشأ عدم اعتراف هم قصور است نه تقصیر مورد نظر آیات و روایات نیست. این گونه منكران از نظر قرآن كریم «مستضعف» و «مرجون لامرالله» به شمار می روند.» هر كس جز اسلام، آیینی برای خود انتخاب كند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانكاران است
علاوه برآن كه این نظریه ( كه همگی ادیان بر حقّند) با اشكالات جدی مواجه است كه به برخی از آنها اشاره می‌شود: 1. اگر شرایع مختلف همگی بر حق‌اند و صراط‌های مستقیم برای یك مقصد (كمال و سعادت انسانها) هستند پس چرا پیامبران در قبال پیروان دین قبلی بی‌اعتنا نبودند و آنان را به دین خویش فرا خوانده، شریعت قبلی را نسخ می‌كردند؟ چرا آیات قرآن، پیروان شرایع دیگر رابه اسلام فرا می‌خواند؟ 
2. در برخی موارد، تفاوت مدعیات شرایع مختلف، از نوع تقابل تناقض است. آیا می‌توان مثلا هم اعتقاد به تثلیث (نزد مسیحیان) و هم اعتقاد به ثنویت (نزد زرتشتیان و هم اعتقاد به خدای واحد (نزد مسلمانان و یهودیان) را به یكسان حق دانست؟ 
3. پذیرش این نظریه مساوی است با نفی مرزبندی میان حق و باطل و حذف دغدغة حقیقت و مشروعیت‌خواهی و عدم امكان دسترسی انسان به حقیقت كه نتیجه‌ای جز نسبیت و شكاكیت ندارد
خلاصه آن كه خداوند شرایع را به تدریج برای بشر فرو فرستاد تا وی را منزل به منزل به سعادت و كمال حقیقی‌اش رهنمون سازد. قوانین و احكام لازم برای این غرض، از دینی به دین بعد، كامل‌تر شد و در شریعت اسلام كمال یافت. و با ظهور اسلام شرایع پیشین منسوخ شدند، چنان كه هر شریعتی با آمدن شریعت جدید منسوخ می‌شود و دیگر عمل به آن مقبول شارع مقدس نیست، فلذا در دورة ختمیه، قهراً لازم است به آخرین دستورهایی كه از جانب خداوند به وسیلة آخرین پیامبر رسیده است عمل كنیم و اسلام تنها راه سعادت و كمال در این زمان خواهد بود





طبقه بندی: شبهات، 
برچسب ها: شبهات دینی،  
نوشته شده در تاریخ 1391/06/23 توسط هادی
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.