تبلیغات
پاسخ به شبهات - تفاوت دین و فرهنگ

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
تفاوت دین و فرهنگ

تفاوت دین و فرهنگ

تعریف «دین» و «فرهنگ» چیست؟

از سوی جامعه شناسان و اندیشمندان دینی تعاریف متعددی از دو واژه «فرهنگ» و «دین» ارائه گردیده است که نقل و بررسی هر یک از آنها و مقایسه بین دین و فرهنگ بر حسب هر یک از تعاریف، کاری بس دشوار و ملال آور خواهد بود. از این رو، ابتدا باید بر سر تعریفی از دین و تعریفی از فرهنگ توافق کنیم.

 تعریف دین

دانشمندان دینی و بویژه مسلمانان تلاش کرده اند تا تعریف کاملی از دین عرضه کنند. همچنین جامعه شناسان نیز بحثها و تحقیقات فراوانی در این باره داشته اند که دین چیست و جایگاه آن در میان نهادهای جامعه کدام است؟ آیا اساساً دین یک نهاد اجتماعی است و یا مقوله ای دیگر است که نمی توان آن را به عنوان نهادی اجتماعی در نظر گرفت؟

به هر حال، ذکر این مقدمه ضرورتی ندارد، آنچه برای ما اهمیت دارد این است که مفهوم دین حق توضیح داده شود و عناصر و مۆلفه های آن تبیین گردد تا بر اساس بود و نبود آنها، به حق، یا باطل بودن دینی حکم کنیم. بنابراین، در تعریف دین، به گونه ای که دین حق را شامل شود و بر تمام ادیان الهی که در زمان خود اصالت داشته اند و بعدها تحریف شده اند صادق باشد، باید گفت: «دین مجموعه ای است از باورهای قلبی، و رفتارهای عملی متناسب با آن باورها» که در بخش باورها، اعتقاد به یگانگی خدا و صفات جمال و جلال او، اعتقاد به نبوّت و اعتقاد به معاد قرار دارد که از آن به «اصول دین» یا «اصول عقاید» تعبیر می شود؛ و در بخش رفتارها نیز کلیه ی رفتارهای متناسب با باورها که بر حسب اوامر و نواهی الهی و به منظور پرستش و بندگی خدای متعال انجام می گیرد قرار دارد که از این بخش به عنوان «فروع دین» یاد می شود.

بنابراین، در تعریف اسلام به عنوان یگانه دین حق(1)، می توان گفت: «اسلام عبارت است از مجموعه ای از باورهای قلبی- که برآمده از امور فطری و استدلال های عقلی و نقلی است- و تکالیف دینی که از سوی خدای متعال بر پیامبر اسلام، صلی الله علیه و آله، و به منظور تأمین سعادت دنیوی و اخروی بشر نازل شده است». این تکالیف تمامی اموری را که به نحوی در سعادت دنیا و آخرت انسان نقش دارد در بر می گیرد.

این تعریف از دین، و به ویژه دین اسلام، نزد مسلمانان تعریفی شناخته شده و مقبول است.

مجموعه ای از باورهای قلبی- که برآمده از امور فطری و استدلال های عقلی و نقلی است- و تکالیف دینی که از سوی خدای متعال بر پیامبر اسلام، صلی الله علیه و آله، و به منظور تأمین سعادت دنیوی و اخروی بشر نازل شده است

(1) در چرایی این که «دین حق بیش از یکی نیست» باید گفت: همان گونه که گذشت دین دارای دو بخش باورها و رفتارهای متناسب با آنهاست و باورها در حقیقت حکایت از واقعیاتی دارد که عالم تکوین را پر کرده است؛ یعنی، براستی در عالم هستی خدایی یگانه با چنان ویژگی ها، انبیایی که حقیقتاً از سوی خدا مأموریت هدایت بشر را یافته اند و عالمی پس از این جهان، به نام آخرت، وجود دارند و این امور همگی نتیجه ی کاوش های ژرف عقلانی در عالم هستی است که به تأیید فطرت و کتب آسمانی تحریف ناشده - از جمله قرآن کریم- نیز رسیده است.

از سوی دیگر خدای متعال که غرضش از خلقت انسان، به خیر و کمال رسیدن بشر است، احکام و تکالیف را به گونه ای وضع کرده است که با انجام هر یک از آنها مصلحتی از مصالح انسان برآورده گردد و گامی در راه کمال انسانی برداشته شود، و به اصطلاح «احکام تابع مصالح و مفاسد واقعیّه هستند» و یا تحریف و تغییر این احکام بطور قطع راه رسیدن به آن مصالح و کمالات نیز بسته می شود، و این با غرض خدای متعال از خلقت در تضاد خواهد بود.

از این رو، دین مادام که برخوردار از این دو بخش آن هم به دور از هر گونه تحریف باشد، دین حق خواهد بود و چون ادیان همگی از سوی خدا هستند و عالم را نیز واقعیاتی یکسان تشکیل می دهد، پس امکان وجود دو دین حق در بستر زمان- که در عین حال با هم تنافی در همه یا برخی اجزاء داشته باشند- وجود ندارد.

بخش اعتقادات شیعه تبیان

منبع : مشکات هدایت ، آیت الله مصباح یزدی ، ص 149 -150





طبقه بندی: دین، 
نوشته شده در تاریخ 1391/03/31 توسط amir hoseyn
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.