تبلیغات
پاسخ به شبهات - عزاداری برای امام حسین (ع)

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
عزاداری برای امام حسین (ع)
     در سوگ تو با سوز درون مى گریم

از نیل و فرات و شط، فزون مى گریم


       گر چشمه چشم من، بخشكد تا حشر

از دیده به جاى اشك، خون مى گریم

 

آیا عزادارى براى امام حسین(ع)، در زمان امامان(ع) سابقه دارد؟

 

بلى، در اینجا تنها به ذكر نمونه هاى اندكى از آنچه كه در تاریخ نقل شده، بسنده مى كنیم:
            
1. عزادارى بنى هاشم در ماتم سیدالشهدا؛
      از امام صادق(ع) روایت شده است: «پس از حادثه عاشورا هیچ بانویى از بانوان بنى هاشم، سرمه نكشید و خضاب ننمود و از خانه هیچ یك از بنى هاشم دودى كه نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنكه ابن زیاد به هلاكت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشك بر چشم داشته ایم»نگا: امام حسن و امام حسین(ع)، ص 145..     
         
2. عزادارى امام سجاد(ع)؛
      حزن امام سجاد(ع) بر آن حضرت به صورتى بود كه دوران زندگى او، همراه با اشك بود. عمده اشك آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء(ع) بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزاده ها، عمه ها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا كه وقتى آب مى آوردند تا حضرت میل كند، اشك مبارك شان جارى مى شد و مى فرمود: چگونه بیاشامم در حالى كه پسر پیامبر را تشنه كشتند؟!بحارالانوار، ج 44، ص 145. و مى فرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(س) را به یاد مى آورم گریه ام مى گیرد».خصال، ج 1، ص 131.
       امام صادق(ع) به زراره فرمود: «جدم على بن الحسین(ع) هرگاه حسین بن على(ع) را به یاد مى آورد، آن قدر اشك مى ریخت كه محاسن شریفش پر از اشك مى شد و بر گریه او حاضران گریه مى كردند».بحارالانوار، ج 45، ص 207.
      
      
3. عزادارى امام محمد باقر(ع)؛
      امام باقر(ع) در روز عاشورا براى امام حسین(ع) مجلس عزا برپا مى كرد و بر مصایب آن حضرت گریه مى كردند. در یكى از مجالس عزا، با حضور امام باقر(ع) كمیت شعر مى خواند، وقتى به اینجا رسید كه: «قتیل بالطف ...»، امام باقر(ع) گریه زیاد كرده، فرمودند: «اى كمیت! اگر سرمایه اى داشتیم در پاداش این شعرت به تو مى بخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایى است كه رسول خدا(ص) درباره حسان بن ثابت فرمودند كه همواره به جهت دفاع از ما اهل بیت(ع)، مورد تأیید روح القدس خواهى بود».مصباح المتهجد، ص 713.
      
      
4. عزادارى امام صادق(ع)؛
      امام موسى كاظم(ع) مى فرماید: «چون ماه محرم فرا مى رسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلكه اندوه از چهره اش نمایان مى شد و اشك بر گونه اش جارى بود، تا آنكه روز دهم محرم فرا مى رسید. در این روز مصیبت و اندوه امام به نهایت مى رسید. پیوسته مى گریست و مى فرمود: امروز، روزى است كه جدم حسین بن على(ع) به شهادت رسید».امام حسن و امام حسین(ع)، ص 143.
      
      
5. عزادارى امام موسى كاظم(ع)؛
      از امام رضا(ع) نقل شده است كه فرمود: «چون ماه محرم فرا مى رسید، كسى پدرم را خندان نمى دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا: در این روز پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا مى گرفت و مى گریست و مى گفت: در چنین روزى حسین را كه درود خدا بر او باد، كشتند».حسین، نفس مطمئنة، ص 56.
      
      
6. عزادارى امام رضا(ع)؛
      گریه امام رضا(ع) در حدى بود كه فرمودند: «همانا روز مصیبت امام حسین(ع)، پلك چشمان ما را مجروح نموده و اشك ما را جارى ساخته است».بحارالانوار، ج 44، ص 284.
       دعبل خدمت حضرت رضا(ع) آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا(ع) كلماتى چند فرمودند؛ از جمله اینكه: «اى دعبل! كسى كه بر مصایب جدم حسین(ع) گریه كند، خداوند گناهان او را مى آمرزد. آنگاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پرده اى زدند تا بر مصایب امام حسین(ع) اشك بریزند».
       سپس به دعبل فرمودند: «براى امام حسین(ع) مرثیه بخوان، كه تا زنده اى تو ناصر و مادح ما هستى، تا قدرت دارى از نصرت ما كوتاهى مكن». دعبل در حالتى كه اشك از چشمانش مى ریخت، قرائت كرد:


       أفاطم لوخلت الحسین مجد لا

و قد مات عطشاناً بشط فرات


       صداى گریه امام رضا(ع) و اهل بیت آن حضرت بلند شد.همان، ج 45، ص 257.
      
      
7. عزادارى امام زمان(عج)؛
      بنابر روایات، امام زمان(عج) در زمان غیبت و ظهور بر شهادت جدّشان گریه مى كنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا(ع) مى فرمایند:


       «فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرك المقدور، و لم اكن لمن حاربك محاربا و لمن نصب لك العداوة مناصبا فلاندبنّك صباحا و مساء و لابكین لك بدل الدموع دما، حسرة علیك و تأسفاً على ما دهاك»؛ بحارالانوار، ج 101، ص 320.
      «اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ كنم و با بدخواهان تو پیكار نمایم؛ هم اكنون هر صبح و شام بر شما اشك مى ریزم و به جاى اشك در مصیبت شما خون از دیده مى بارم و آه حسرت از دل پر درد بر این ماجرا مى كشم».


       در سوگ تو با سوز درون مى گریم

از نیل و فرات و شط، فزون مى گریم


       گر چشمه چشم من، بخشكد تا حشر

از دیده به جاى اشك، خون مى گریم

 

 





طبقه بندی: شبهات، 
نوشته شده در تاریخ 1391/02/22 توسط amir hoseyn
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.