تبلیغات
پاسخ به شبهات - مهدویت

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
ابن خلدون

مهدویت

مهدی (عج) ساخته ی ذهن شیعه؟!

ابن خلدون عقیده ی مهدویت را ساخته و پرداخته مذهب شیعه می داند، اصالت و واقعیت آن در منابع اسلامی را به شدت مورد انکار قرار می دهد. دیدگاه های ابن خلدون به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که غالباً مستشرقین از انکار ابن خلدون در بیان دیدگاه های خود بهره برده اند!

ابن خلدون کیست؟!

عبد الرحمن بن خلدون اشبیلی (808-7320  ه.ق) در کتاب مشهور خویش با عنوان "مقدمه" در فصلی مستقل به طور مفصل به بررسی ادعای یکی از فاطمیون مصری درباره ی مهدویت پرداخته است و با عنوان"روشنگری درباره ی آن" به قول خودش به انحرافات این نظریه پرداخته است . به همین مناسبت به بحث درباره ی اعتقاد به مهدویت در اسلام نظر افکنده و به نحوی مبهم و غیر قابل قبول احادیث "مهدویت" را مورد خدشه و جرح قرار داده است .

ابن خلدون که تعصب و عناد او نسبت به شیعه در کتابش کاملاً پیداست، هر کجا که از مهدویت سخن رانده به طور مبهم از کنار آن رد شده است! او احادیث شیعیان را به طور کلی به جرم شیعه بودن رد می کند و می گوید این احادیث به جرم "فساد مذهب" کنار گذاشته می شوند و به این ترتیب شیعه را فاسد المذهب می نامد

ادعای دروغین مهدی!

سلسله ی فاطمیون مصر که از سال 296 تا 567 هجری قمری بر مصر و شمال آفریقا فرمانروایی داشتند، پس از شکست "اغلبیان" که از اهل تسنن بودند در سال 303، حکومت شیعی را تأسیس نمودند. ایشان شهری به نام "مهدیه" را بنیان گزاردند که معرف سرسلسله ی آنها شخصی به نام المهدی بالله بود. المهدی بالله از فرمانروایان مقتدر حکومت فاطمیون در مصر بود که از شیعیان اسماعیلی بودند. او با ادعای دروغین مهدویت سعی در فریب عامه ی مردم کرد و به اسم حکومت شیعی سالیان متمادی قدرت را در مصر و شمال آفریقا بدست داشت. ابن خلدون پس از بررسی احوال مهدی فاطمی سرسلسله ی فاطمیون مصر به تخطئه ی احادیث مهدویت و اساساً اصالت مهدویت در اسلام می پردازد و این موضوع را ساخته و پرداخته اذهان شیعیان می داند!

 

ابن خلدون ضد شیعه است!

ابن خلدون که تعصب و عناد او نسبت به شیعه در کتابش کاملاً پیداست، هر کجا که از مهدویت سخن رانده به طور مبهم از کنار آن رد شده است ! او احادیث شیعیان را به طور کلی به جرم شیعه بودن رد می کند و می گوید این احادیث به جرم " فساد مذهب " کنار گذاشته می شوند و به این ترتیب شیعه را فاسد المذهب می نامدعدم تتبع کافی و تنها کفایت به کتب مذهب خویش از جمله مواردی است که در این موضوع مورد اعتراض بسیاری از محققین قرار گرفته است. از جمله: "ابن خلدون به طور کلی منکر روایات مربوط به مهدی نیست. او با اینکه همه ی مآخذ رویات را در اختیار نداشته بیشتر به کتب حدیث مذهب مالکی که مذهب خود اوست، رجوع کرده و اندکی از روایاتی را که علمای اهل سنت درباره ی ظهور مهدی (عج) از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند آورده است."

 

تناقضات در کلام ابن خلدون!

ابن خلدون خود در جایی می گوید: مشهور میان کافه مسلمانان در همه عصور گذشته این است که در آخر الزمان به ناچار فردی از خاندان پیامبر اسلام ظهور می کند و دین را تأیید می نماید و عدالت را آشکار می سازد و همه ی مسلمانان پیرو او می گردند و بر همه ی کشورهای اسلامی مسلط می گردد و مهدی نامیده می شود." اما در جای دیگر می گوید: "این احادیث مهدی است که ائمه حدیثی درباره ی خروج او در آخر الزمان نقل کرده اند و اینها همه مورد انتقادند جز اندک یا اندک از اندک آنها."

 

ادعای بدون تحقیق!

ابن خلدون در اعتقادات شیعه به طور دقیق بررسی نکرده است و تنها اعتقادی را به آنها نسبت داده است. او در جایی می گوید: شیعه معتقد است امام زمان (عج) در سرداب حلّه غایب شده است." (5)  در حالی که ابداً چنین چیزی نیست و شیعه چنین اعتقادی ندارد. زیرا اصولاً در زمان تولد امام مهدی (عج) نه خبری از حلّه بوده و نه اثری از شهر حلّه! این شهر را سیف الدوله در سال 459ق بنیان نهاد!

انتقاد به ابن خلدون و به تبع او مستشرقین تنها توسط شیعیان نبوده است. بلکه بیشتر از ما، حق تقدم با دو تن از محققین اهل تسنن است که سخنان او را به نقد کشیده و بطلانشان را واضح نموده اند!

مستشرقین مقلدان ابن خلدون!

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید بسیاری از مستشرقین که ما به برخی از آنها در مقاله ی قبلی اشاره کردیم، در انکار اصالت مهدویت و ادعای خیال بافی شیعه در این زمینه کاملاً رونویسی و تقلید از ابن خلدون نموده اند!! در حالی که حتی اهل تسنن نیز به اصالت این موضوع اشاره دارند. از جمله شیخ منصورعلی ناصف از علمای مشهور معاصر در کتاب خویش که مجموعه ی احادیث 5 صحیح از صحاح سته ی اهل تسنن است می گوید: "احادیث مهدی را گروهی از برگزیدگان صحابه پیامبر روایت کرده اند و بزرگان محدثان مانند ابو داود ترمذی، ابن ماجه، طبرانی، ابویعلی بزاز، امام احمد (حنبل) و حاکم (نیشابوری) رضی الله عنهم اجمعین در کتب خود آورده اند. کسانی که تمام احادیث مهدی موعود را ضعیف شمرده اند مانند ابن خلدون و غیره راه خطا پیموده اند."

 

منتقدان ابن خلدون از غیر شیعه!

انتقاد به ابن خلدون و به تبع او مستشرقین تنها توسط شیعیان نبوده است. بلکه بیشتر از ما، حق تقدم با دو تن از محققین اهل تسنن است که سخنان او را به نقد کشیده و بطلانشان را واضح نموده اند! همانند کتاب "ابرار الوهم المکنون من کلام ابن خلدون" از احمد بن محمد الصدیق و نیز کتاب "الازاعة لما کان و ما یکون بین یدی الساعة" از ابو الطیب بن احمد بن ابی الحسن الحسینی. همچنین بسیاری دیگر که در این زمینه کار کرده اند که در پایان سخنان یکی از ایشان را در نقد ابن خلدون به عنوان حسن ختام این بحث می آوریم: .... و اما ابن خلدون، به آنچه که درباره ی آن چیزی نمی دانسته پشت کرده و امور سیاسی و دولتی او را مشغول کرده و خدمت به خدمتگراران امراء وپادشاهان او را از واقعیت دور نموده است و لذا گمان کرده که مهدی پرداخته ی شیعه است." 





طبقه بندی: مهدویت، 
نوشته شده در تاریخ 1391/02/14 توسط amir hoseyn
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.