تبلیغات
پاسخ به شبهات - چند شبه و پاسخ به آنها 6

پاسخ به شبهات
 
چشم دل باز کن جان بینی آنچه نادیدنی است آنبینی
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
چند شبه و پاسخ به آنها

چرا بر مردگان نماز می‌خوانیم؟

فلسفه احکام

هنگامی که جان از تن بیرون آمد، باید به کالبد و جسد مرده نیز احترام گذاشت و حرمت تن او را نگه داشت. لذا می‌بایست بر مردگان مسلمان نماز خواند و جسد را تکفین و تدفین کرد و بر او تلقین خواند.

نماز میت، سنتی از سنت های الهی

خداوند از سنت‌های اسلامی را نماز بر میت مسلمان دانسته است و در زمان پیامبر این سنت توسط ایشان انجام می‌گرفت.(توبه، آیه 84؛ مجمع‌البیان، ج5 و 6، ص 87) اما نماز خواندن بر میت کافر و مشرک و منافق نه تنها سنت نیست بلکه حرام است و پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امت از آن باز داشته شده‌اند. (توبه، آیات 77 و 84) بنابراین، کفر و شرک و نفاق، موجب محرومیت میت از تکریم از طریق نمازخوانی بر او می‌شود. همچنین کفر و شرک و نفاق، موجب حرمت دعا برای ایشان و حضور بر سر قبر و تکریم آنان است. (توبه، آیات 77 و 84)

البته این بدان معنا نیست که مردگان کافران و مشرکان و منافقان دفن نمی‌شوند، بلکه هر مرده انسان می‌بایست دفن شود و آنچه نامشروع است انجام سنت‌هایی چون نماز خواندن بر آنان است. (توبه، آیه 84)

به هر حال، حضور بر سر قبر کافران و منافقان، برای مؤمنان جایز نیست چه رسد که برای آنان نماز، دعا یا استغفار یا درخواست توبه نمایند. (توبه، آیه 84)

از همین آیه همچنین به دست می‌آید که دعا و نماز و استغفار زندگان نقش مثبتی در زندگی اخروی مردگان دارد. از این رو از پیامبر(صلی الله علیه وآله) خواسته شده تا برای کافران و منافقان دعا و استغفار نکند، زیرا دعا و نماز و استغفار ایشان نوعی شفاعت برای آنان خواهد بود و تاثیرمثبتی در زندگی اخروی آنان خواهد گذاشت. لذا از این عمل بازداشته شده است.

همچنین درباره مسئله تلقین باید گفت که روح مردگان هنوز به سبب علقه‌ای که با تن دارد، در اطراف جسد است و از این رو پس از مرگ و هنگام دفن بر او تلقین می‌خوانند. البته مردگان دنیاپرست که علقه ای بسیار به تن و خاک و دنیا دارند، دیرهنگام به حقیقت مرگ خویش پی می‌برند و در یک شوکی از مرگ قرار دارند.

آیت الله جوادی آملی می‌گوید: «دنیاگرایان پس از مرگ، همانند حال خواب، یک سلسله خاطرات به همراه دارند و از انتقال به جهان دیگر آگاه نیستند، ولی پس از شنیدن تلقین میت و مشاهده امور ویژه درمی یابند که به برزخ منتقل شده‌اند.» (معاد در قرآن، آیت الله جوادی آملی، ج4، ص 231)

اما مؤمنان این گونه نیستند و به سرعت با مسئله مرگ کنار می‌آیند و در می‌یابند که در جهانی دیگر هستند.

دفن و خاک‌سپاری مردگان سابقه دیرینه‌ای دارد و بر اساس آیه31 سوره مائده، این شیوه را نخستین بار قابیل پس از کشتن برادرش هابیل از کلاغ آموخت و آن را انجام داد. در حقیقت آموزگار بشر در خاکسپاری و دفن مردگان، کلاغ بوده است که البته خداوند الهام بخش این شیوه به بشر بوده است

شهید مطهری نیز در این باره می‌فرمایند: «با مرگ میان جسم و جان جدایی واقع می‌شود، [اما] روح، علاقه خود را با بدن که سال‌ها با او متحد بوده و زیست کرده به کلی قطع نمی‌کند. [و لذا می‌شود بر سر قبر مردگان با آن‌ها سخن گفت و آنان این سخنان را درک کرده و متوجه می‌شوند.]» (مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج2، ص 524)

باید توجه داشت که دفن و خاک‌سپاری مردگان سابقه دیرینه‌ای دارد و بر اساس آیه31 سوره مائده، این شیوه را نخستین بار قابیل پس از کشتن برادرش هابیل از کلاغ آموخت و آن را انجام داد. در حقیقت آموزگار بشر در خاکسپاری و دفن مردگان، کلاغ بوده است که البته خداوند الهام بخش این شیوه به بشر بوده است. (عبس، آیه21)

در همه ادوار تاریخی از جمله در دوره جاهلیت، مردگان را دفن کرده و گورستان‌هایی را نیز برای این مقصود فراهم کرده بودند.

همچنین حضور بر سر قبر مردگان و گورستان‌ها و دیدار هفتگی یا ماهانه یا سالانه از مردگان، امری متداول در عصر جاهلیت بوده و حتی مردمان عصر جاهلی به مردگان خویش و تعداد قبرها و گورهایشان بر زندگان قبایل کم جمعیت‌تر مباهات می‌کردند؛ چرا که اصل جمعیت به عنوان یک معیار برتری و ارزش در میان اقوام جزیره وجود داشت و حتی برای بیان افزایش جمعیتی خود به گورستان رفته و به شمارش گورها و قبرهای افراد قبیله مبادرت می‌کردند تا این گونه بر قبایل دیگر فخر فروشی کنند و موقعیت خود را در جامعه تثیبت نمایند. (تکاثر، آیه2)

حضور بر سر قبر کافران و منافقان، برای مؤمنان جایز نیست چه رسد که برای آنان نماز، دعا یا استغفار یا درخواست توبه نمایند

از آیات قرآنی به دست می‌آید که بهترین جای دفن مردگان زمین است؛ از این رو می‌فرماید ما زمین را بستر مناسب جهت زیست زندگان و دفن مردگان قرار دادیم. (مرسلات، آیات25 و 26)

 

چرا نماز میت می‌خوانیم؟

همان گونه باید به مسلمان زنده احترام گذاشت، مرده او نیز لازم است مورد تکریم و احترام باشد و احکام جداگانه‌ای (مانند غسل، کفن و دفن و از همه مهم‌تر نماز خواندن بر او) واجب شده است. امام رضا(علیه السلام) درباره فلسفه نماز میت می‌فرماید: «همانا امر به نماز برای میت شده تا خداوند به خاطر آبروی نمازگزاران، میت را مورد شفاعت و عفو قرار دهد؛ چون هیچ وقت از اوقات زندگی، انسان به اندازه زمان مردن احتیاج به شفاعت و مغفرت الهی ندارد. از این رو به مردم مؤمن دستور داده شده که بر میت نماز بخوانند». آن حضرت در ادامه می‌فرماید: «پنج تکبیر نماز میت به خاطر پنج وعده نمازی است که در شبانه روز بر انسان واجب شده است».

گفتنی است که می‌توان ثواب نمازهای مستحبی را به میت هدیه کرد.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش احکام اسلامی تبیان

منابع :

سایت پرسمان

روزنامه کیهان ؛ مقاله  محمدرضا صدری

دلایل نصف بودن دیه زن نسبت به دیه مرد

"دیه" یك امر اقتصادى است كه به منظور جبران خسارت، تشریع گردیده است. از سوى دیگر، در جامعه مطلوبى كه اسلام در پى تحقق آن است، عمده فعالیت‏هاى اقتصادى بر دوش مرد گذاشته شده است؛ یعنى با یك نگاه كلى به وظایف اقتصادى مرد، در مى‏یابیم كه مرد داراى وظایفى است كه زن از آنها معاف گردیده است. در حالى كه مهم ترین وظیفه یك زن - و نه تنها وظیفه او - اداره كانون اصلى اجتماں یعنى خانواده است، مهم ترین وظیفه یك مرد - و نه تنها وظیفه او - تأمین و تنظیم امور اقتصادى و معیشتى خانواده است.

تمامى احكام اسلام بر پایه مصالح و مفاسد خاصى استوار است. براى هر حكمى، حكمتى است و در جعل هر قانونى، مصلحتى موجود است. اگر در اسلام از چیزى نهى مى‏شود به دلیل آن است كه مفسده‏اى دارد و اگر به چیزى امر مى‏شود، از آن جهت است كه مصلحتى در آن وجود دارد. البته شاید پى بردن به تمام حكمت و مصالح و مفاسد مترتّب بر احكام برای ما ممكن نباشد، اما با اتكاى به عقل سلیم و نیز واقعیات خارجى موجود و همچنین بیانات بزرگان معصوم ‏(ع) مى‏توان به گوشه‏هایى از آن پى برد. در مورد دیه زن و نصف بودن آن نسبت به دیه مرد هم قطعاً حكمت‏هایى وجود دارد كه به تعدادى از آن مى‏پردازیم:

اوّل: اگر اسلام یك دین كاملاً مادى بود كه محور مسائل آن امور مالى و اقتصادى در نظر گرفته مى‏شد و آن گاه دیه زن نصف دیه مرد بود، این اشكال وارد بود كه چرا ارزش زن كمتر از مرد است و چرا قیمت زن را نصف قیمت مرد در نظر گرفته‏اند. حال آن كه در اسلام ارزش انسان‏ها به روح و روان و كمالات معنوى آنهاست آنچه در اسلام اهمیت دارد و معیار ارزش است، تقواست. انسان مى‏تواند چون موسى كلیم‏الله باشد، همان گونه كه مریم (‏ع) نیز با خداوند ارتباط وحیانى داشت. زن و مرد در پیمودن راه تعالى و سعادت و دست یابى به مقامات معنوى، همانند و یكسان هستند و فرقى میان آن دو نیست، مانده به همت هر كدام! لكن، مسئله دیه، یك امر اقتصادى است. دیه مربوط به تن انسان‏هاست برای همین است كه فرقى بین دیه فرد اوّل حكومت اسلامى و یك كارگر ساده وجود ندارد. (1)

دوم: در یك نگاه كلى مى‏توان گفت كه انسان‏ها اعم از زن و مرد داراى سه بعد هستند:

الف. بعد انسانى و الاهى: در این مورد زن و مرد با هم یكسان هستند و راه تكامل انسانى و الاهى، تا بى نهایت به روى هر دوى آنها گشوده است.

علاوه بر آن، نفقه فرزندان نیز بر عهده مرد است نه زن، لذا با رفتن مرد و مرگ او تعدادى فرزند واجب النفقه از او باقى مى‏مانند كه بایستى به نحوى این خلاء نیز پر گردد. بنابراین باید قاعدتاً دیه مرد بیش از دیه یك زن باشد و این مطلب ربطى به جوهره زن و مرد ندارد، بلكه به لحاظ عوارض خارجى مرگ آنها و اثرات آن در خانواده است

در سوره مباركه نحل آیه 97 مى‏فرماید: "هركس از مرد یا زن عمل نیك انجام دهد در حالى كه ایمان داشته باشد، پس او را بى‏تردید (در دنیا) به زندگى پاكیزه‏اى زنده خواهیم داشت و (در آخرت) پاداششان را در برابر عمل‏هاى بسیار خوبشان خواهیم داد." (2) در سوره مباركه احزاب آیه 35 هم به این معنا اشاره شده است.

ب. بعد علمى: از نظر بعد علمى بین مرد و زن تفاوتى نیست. اسلام تفاوتى در فراگیرى علم بین زن و مرد قایل نشده است. در روایات آمده: "طلب العلم فریضة على كل مسلم و مسلمة".(3) آیات قرآنى كه در این زمینه وارد شده و تفاوتى بین زن و مرد در زمینه علم و دانش و ترغیب به آموختن قایل نشده، مشتمل بر چهل آیه است.

ج. بعد اقتصادى: زن و مرد در اسلام از حیث وظایف اقتصادى با یكدیگر متفاوت اند. این وظایف بر مبناى توان و قدرت جسمى و روحى زن و مرد تقسیم‏بندى شده‏اند. زن اصولاً از لحاظ بازدهى اقتصادى از مرد ضعیف‏تر است. حتى در عصر حاضر و حتى در جوامعى كه بین زن و مرد به ظاهر، اصلاً فرقى قایل نیستند، بازدهى اقتصادى زن و مرد یكسان نیست.

واقعیت این است كه زن بالاخره برای به دنیا آوردن فرزند باید باردار شود و بعد از زایمان نیز باید به شیردهى و مواظبت از كودك خود بپردازد. دوران باردارى و شیردهى زمان و توان زیادى از زن مى‏گیرد و انرژى و وقت زیادى از زن صرف این موضوع مى‏شود. گرچه این كار، فى نفسه، كارى بزرگ و ارزشمند است، اما به هرحال، كار اقتصادى نیست و هیچ بازدهى اقتصادى بر آن مترتب نیست. از طرفى، ساختمان بدنى زن و مرد بسیار متفاوت است. زن داراى اندامى ظریف و لطیف با ضریب آسیب‏پذیرى بالاست، در حالى كه ساختمان جسمانى مرد، قوى و نوعاً زمخت و مناسب كارهاى سخت است و به همین خاطر، بسیارى از کارها و شغل‏هاى اجتماعى كه نیازمند توان و قوت مردانه است، در اختیار مردها قرار مى‏گیرد و بدیهى است كه با فقدان مرد، خسارت بیشترى متوجه خانواده می شود، لذا ضرورى است که دیه بیشترى بابت فقدان مرد پرداخت گردد. (4)

سوم: خلاء ناشى از فقدان یك مرد در خانواده به مراتب بیش از خلاء ناشى از یك زن است. بر اساس مطالعات فقهى و تاریخى،(5) دیه به منظور جبران خساراتى است كه از ناحیه مجرم بر شخص قربانى یا خانواده او وارد گردیده و از آن جا كه جامعه مطلوب دینى كه اسلام در پى تحقق آن است، عمده فعالیت هاى اقتصادى را بر دوش مرد گذاشته است و مهم ترین وظیفه زن را اداره كانون خانواده قرار داده، طبیعى است كه آثارى كه بر یك مرد مترتب مى‏شود از نظر اقتصادى بر وجود یك زن مترتب نیست. لذا فقدان او از صحنه اجتماع و خانواده، از نظر اقتصادی  خسارت بیشترى را متوجه خانواده مى‏كند. بنابراین، باید دیه‏اى مناسب وضعیت او پرداخت گردد. (6)

علاوه بر آن، نفقه فرزندان نیز بر عهده مرد است نه زن، لذا با رفتن مرد و مرگ او تعدادى فرزند واجب النفقه از او باقى مى‏مانند كه بایستى به نحوى این خلاء نیز پر گردد. بنابراین باید قاعدتاً دیه مرد بیش از دیه یك زن باشد و این مطلب ربطى به جوهره زن و مرد ندارد، بلكه به لحاظ عوارض خارجى مرگ آنها و اثرات آن در خانواده است. (7)با توجه به مجموعه مطالبى كه بیان شده، مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه مسئله دیه ملاك ارزیابى ارزش مرد و زن نیست كه تفاوت آن موجب اعتراض گردد. از طرفى وظایف اقتصادى مرد در خانواده هم به نحوى ایجاب مى‏كند كه تفاوت‏هایى در این گونه موارد (دیه) كه ارتباط مستقیم با اقتصاد خانواده دارد، مشاهده شود و این عین صواب است.

مرد از نظر جسمانى و قواى بدنى، قوى‏تر از زن بوده و قادر به انجام كارهاى سنگین‏تر است و وجود او براى خانواده، مایه آرامش و قوت دل است، از سوى دیگر با فقدان او افرادى كه تحت تكفل وى بوده‏اند، بدون سرپرست و حامى مى‏مانند، لذا طبیعى است كه میزان دیه او بیش از دیه یك زن باشد. (8)





طبقه بندی: شبهات، 
برچسب ها: چرا بر مردگان نماز می‌خوانیم؟،  
نوشته شده در تاریخ 1391/02/3 توسط amir hoseyn
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.